شيخ ذبيح الله محلاتى
96
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
عرض كرد كه كدام وثاق را بزينت بايد كرد فرمود حجره خويش را بزينت كن و زنان ديگر را فرمود حجرهء ام سلمه را بيارائيد و اگرچه تا اين وقت ام سلمه حتما هنوز بانوى حرم پيغمبر نشده بود و شوهرش ابو سلمه حيوة داشت و در خانه رسول خدا حجره نداشت ولى بواسطهء خويشاوندى قبول كرده است كه در خانهء خودش حجره خود را تقديم فاطمه بنمايد چون ام سلمه دخترعمه رسول خدا و على مرتضي عليه السّلام است و در ترجمه او بيايد كه بانوئى بود دانا و بينا و در جميع خصال پسنديده پيشقدم بود و رسول خدا بعد از فاطمه بنت اسد سرپرستى فاطمه را بعهدهء ام سلمه گذارده بود و مقرب اين معنى است كه اين حجره در خانهء ام سلمه بوده سوار كردن فاطمه را بر ناقه چه آنكه اگر در خانه رسول خدا بوده سوار شدن موضوع نداشت و فاضل مجلسى مىفرمايد ممكن است ام سليم مادر انس بن مالك كه در خانه رسول خدا خدمتگزار بود اين خدمت به او ارجاع شده و نويسندگان ام سلمه را بجاى ام سليم نوشتهاند و مؤلف تاريخ خميس متصدى اين امر را اسماء بنت عميس گفته با اينكه در آن وقت حتما اسماء در حبشه بوده و در سنهء هفتم هجرت بمدينه آمده اللهم الا ان يقال كه براى زفاف فاطمه بمدينه آمده باز مراجعت كرده تا اينكه به وصيت خديجه عمل كرده باشد يا اينكه خواهرش سلمي كه زوجه حمزة بن عبد المطلب بوده و نويسندگان بجاى سلمى اسماء نوشتهاند يا اينكه اسماء يزيد بن سكن انصاري بوده و اللّه العالم خلاصه چون موافق مشهور خطابات با أم سلمه است ما هم به همين اقتفا مىنمائيم اين وقت رسول خدا ام سلمه را حكم داد كه فاطمه را حاضر كن ام سلمه برفت و برحسب فرمان فاطمه را بياورد و عرق آزرم از رخسارش روان بود و در رفتار هر قدمى لغزشى مىكرد چنان كه بيم همىرفت كه بر وى درافتد رسول خدا فرمود ( أقالك اللّه العثرة فى الدنيا و الآخرة ) چون در پيش روى پيغمبر بايستاد رسول خدا آن ردائى را كه برقع چهره فاطمه بود بركشيد تا على مرتضى عليه السّلام چهره او را نظاره كند آنگاه دست فاطمه بگرفت و در دست على نهاد و فرمود بارك اللّه فى ابنة رسول اللّه يا على نعمت الزوجة فاطمة و يا فاطمه نعم البعل على پس فرمان داد تا دختران عبد المطلب و زنهاى مهاجر و انصار در صحبت فاطمه روان شوند